مریم شبانی
سفرهاي استاني هيات دولت به اصليترين ابزار برانگيختن موج پوپوليسم تبديل شده است،اين حقيقت را ميتوان به صورت عريان در گفتهها و سخنان رييس دولت در جمع مردم شهرها و روستاهاي كشور نظارهگر بود.
اگر يكسال قبل و همزمان با برگزاري انتخابات نهم رياست جمهوري موج بلند تخريب عملكرد دولتهاي گذشته برخاست اما اين موج با فروكش كردن تب انتخابات نه تنها فرونريخت كه خود آبستن امواج ديگري در عرصه سياست و حكومتداري ايران شد.
از اين رهگذر بود كه سياهنمايي و زيرسئوال بردن دستاوردهاي دولتهاي گذشته همچون تاكتيكي از سوي نودولتيان دنبال شد تا راه رسيدن به استراتژي اصلي كه همانا تحقق پوپوليسم بود هموارتر گردد. اين چنين است كه قريب به يكسال گذشته رييس دولت هرگاه كه در سفرهاي استاني خود در مقابل مردم ايستاد نساختهها را به رخ كشيد و ساختهها را يكسر منكر شد تا به آنچه قرار است در آينده ساخته شود رنگي ديگر بخشد.گويي چشم بستن بر امروزيان و سخن گفتن از نكردههاي ديروزيان آنچنان شيرين است كه شخص احمدينژاد را وا ميدارد تا خود اين پرچم را به دست گيرد و در سفرهاي استاني چوب حراج بر مديريت و دستاوردهاي 28 سال گذشته جمهوري اسلامي زند.دراين تفكر دستاوردهاي گذشته بايد يكسر نفي شود و برنامههاي آينده با رساترين صدا تبليغ.
شايد از همين زاويه است كه در چهاردهمين سفر استاني هيات دولت، محمود احمدي نژاد وقتي در مقابل مردم قزوين ايستاد استدلالي جديد براي ساخت متروي تهران توسط مديران قبلي آورد:« مترو يك وسيله درون شهري است.متروي تهران به اين خاطر به كرج كشيده شد كه بعضي از مسئولين منزلشان در كرج بود.» استدلال رييس دولت درباب ساخت متروي تهران-كرج كه اصلي ترين وظيفه حمل و نقل مسافر ميان تهران و كرج را ايفا ميكند خطي سياه بر تمامي استدلالهاي موجود كشيد.استدلالهايي كه مترو را بهترين وسيله جابجايي مسافر از شهرهاي حاشيهاي به شهرهاي بزرگ ميدانند. اما رييس دولت اصولگرا ترجيح ميدهد به جاي ارايه استدلالي مناسب براي خواستههاي مردم قزوين، موجوديت مترو را نفي كند تا از اين رهگذر نقدي را نيز متوجه مسئولين سابق كرده باشد. اما سياهنمايي و نقد گذشته در اخرين سفر استاني هيات دولت تنها به همين نمونه ختم نشد چه آنكه احمدينژاد آنگاهي كه در مقابل ايثارگزان استان ايستاد از كوتاهيهاي پيشينيان انتقاد كرد و وقتي در مقابل مردم سخن از سهام عدالت به ميان آمد يكسر خصوصي سازي گذشتگان را نفي كرده و از عقب نشيني آنان در راه تحقق عدالت زبان به گلايه گشود.
اما با ديدن رويه ديگر سكه رياست جمهوري احمدينژاد آنچه خودنمايي ميكند ميانه نه چندان خوب او با طبقه نخبه و منتقد جامعه است تا جايي كه رييس دولت در مقابل مردم قزوين تعريف جديدي از واژه "انتقاد" ارايه داد وقتي كه گفت:« برنامههاي سازنده با "جيغهاي بنفش" زير سئوال ميرود.» به اين ترتيب انتقاد با جيغ بنفش مترادف ميشود تا چرخ پوپوليسم بهتر بچرخد و سراب "عدالتخانه" درخشش بيشتري يابد.
سفر رييس دولت به استان قزوين نيز همچون سفرهاي قبلي ديگر با دريافت هزاران نامه از مردم پايان يافت. نامههايي كه بي شك در سطرسطر اكثر آنها از نداشتهها گلايه شده و نويسندگان خواستههاي خويش را از رييس جمهور خود طلب كردهاند. در سالهاي گذشته نيز از اين قبيل نامهها زياد نوشته شده و براين اساس است كه مردم شهرها و روستاهاي كشور بيش از هر شخص ديگري قادر به قضاوت نسبت به عملكرد مسئولين خويش هستند.اگر سفرهاي استاني يا هدف بازديد و درك نزديك رييس دولت از نيازها و خواستههاي مردم انجام ميشود،پس بهتر آنكه به جاي نفي داشتهها،چشم بر نداشتهها گشود تا بدون اتلاف وقت موجبات تحقق عدالت را در جامعه فراهم كرد.سخن گفتن صرف از عدالت نتيجه عمل سياستمداراني است كه تنها براي نظاره لبخند رضايت و دست حمايت مردمي آنچه در نهايت قرباني ميكنند عدالت است و بس. وقتي عدالت در نگاه به گذشته به كناري گذارده شود ديگر تنها ميتوان سخنان رييس دولت در سفرهاي استاني را شنيد و لب گزيد و زير لب زمزمه كرد كه :« آقاي احمدينژاد! مبادا عدالت را قرباني شيوه عدالتخواهي خويش كنيد.»
بالا^^