مجتبي بيات
نقدي بر اظهارات اخير معاونت دانشجويي وزارت علوم
چندي پيش دكتر محمد باقر خرمشاد معاونت دانشجويي وزير علوم دولت احمدي نژاد در خلال مصاحبه مطبوعاتي وزير مطبوعش به مناسبت هفته دولت طي اظهار نظري عجيب خبر از تهيه «بسته هاي آموزشي براي تشكلهاي دانشجويي» داد .
خرمشاد بيان داشت: «وزارت علوم هم اكنون در جهت افزايش آگاهي سياسي دانشجويان بسته هاي آموزشي براي تشكلهاي دانشجويي به صورت جزوه و كار گاه آموزشي تهيه كرده است .» جداي از اينكه خبر فوق با بخشي ديگر از سخنان وي در طي همان مصاحبه كه مي گويد :«وزارت علوم نمي خواهد هويتي از بالا را براي تشكلها فراهم كند » در تناقض آشكار قرار دارد ، اعلام خبر فوق را مي توان پرده برداشتن از تلاش مسئولين وزارت علوم براي مهندسي و هدايت فعاليتهاي دانشجويي دانست . همچنان كه آيت الله عميد زنجاني رئيس دانشگاه تهران نيز در اظهار نظري صادقانه و بدور از پيرايه ها و لفاضي هاي مديريتي سخن از ضرورت شنيده شدن «صدايي واحد» از دانشگاه ها رانده است . اين كه دو مدير ارشد وزارت علوم صريحاّ و هر يك با زباني، سياستهاي پنهاني دولت در خصوص جنبش دانشجويي منتقد را ناخواسته افشا مي كنند حكايت از هجم عظيم برنامه اي دارد كه هدف آن به سكوت وا داشتن منتقدين دانشگاهي است. اين برنامه كه با عدم صدور مجوز براي نشست دفتر تحكيم وحدت به عنوان تنها مجموعه ي دانشجويي منتقد حاكميت در دانشگاه در اواخر دولت سيد محمد خاتمي كليد خورد ، با روي كار آمدن دولت محمود احمدي نژاد با قدرت و سرعت بيشتري در حال پيگيري است .
در حال حاضر برنامه «مهندسي جنبش دانشجويي» با ايجاد محدوديت در مسير فعاليت تشكلهاي دانشجويي من الجمله انجمن هاي اسلامي دانشجويان و اقدام به گزينش و اخراج دانشجويان سياسي در كنار تشويق ظاهري فعاليتهاي علمي و اختصاص بودجه هاي كلان براي تأسيس انجمنهاي علمي دانشجويي بدون توجه به اصول آزاديهاي آكادميك ، پي گيري مي شود . در سياست «مهندسي جنبش دانشجويي» سعي مي شود با ايجاد و تزريق گفتمان مورد نظر حاكميت فعاليتهاي دانشجويي را به مسيري واحد هدايت كرد . سياست «مهندسي جنبش دانشجويي» در شرايطي كه دولتها اقتدار خويش را شكننده و در خود توان مواجه شدن با نقدهاي منتقدان را نمي بينند اتخاذ مي شود . در اين سياست امكان نگاهي بي طرفانه به فعاليتهاي دانشجويي مستقل وجود ندارد و مسئولين با استفاده از ابزارهاي تنبيهي و تشويقي سعي در پيشبرد اهداف خويش دارند . هدف نهايي سياست «مهندسي جنبش دانشجويي» استثمار جنبش به نفع منافع حاكميت و در نهايت ايجاد دانشگاهي مطيع و فاقد توان نقد مي باشد .
آقاي خرمشاد هدف بسته هاي آموزشي را« افزايش آگاهي سياسي دانشجويان » و كاركرد آن را فراهم كردن شرايط « حيات سياسي سالم آكادميك متناسب با دانشگاهها» براي دانشجويان بيان كرده است .اين در حالي است كه لازمه حيات سياسي سالم آكادميك بيش از همه چبز فراهم بودن زمينه باروري و رشد گرايشات و گفتمانهاي دانشجويي متعدد در شرايط عادلانه و برخوردار از امكاناتِ آموزشي و فوق برنامه ي متناسب با گفتمانهاي متعدد و بعضاّ متضاد فعال در دانشگاه است . حيات سياسي سالم آكادميك در شرايطي اتفاق مي افتد كه هيچ نهادي اعم از احزاب سياسي و دولت در پي استيلا و استثمار فعاليتهاي دانشجويي به نفع منافع خود بر نيايند . طرح« بسته هاي آموزشي» مد نظر وزارت علوم تلاشي است در راستاي يكپارچه كردن جنبش دانشجويي براي حمايت تام از سياستهاي حاكميت از طريق ديكته كردن سياستها و برنامه هاي مورد تأئيد حاكميت .به نظر مي رسد با موفقيت احتمالي وزارت علوم در «مهندسي جنبش دانشجويي» از طريق اعمال فشار بر تشكلهاي دانشجويي منتقد ، اقدام به گزينش و اخراج دانشجويان منتقد و تزريق گفتمان مورد نظر خويش با استفاده از «بسته هاي آموزشي»، شاهد افول دستاوردهاي اخير جنبش دانشجويي در كسب استقلال خواهيم بود . بيم آن مي رود مسئولين وزارت علوم بر آن باشند تا با دستاورد جنبش دانشجويي در كسب استقلال ،كه فاز اول آن با اتخاذ استراتژي «دوري از قدرت» و فاز دوم آن با پي گيري استراتژي «ديده باني جامعه مدني» توسط انجمن هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت منجر به استقلال جنبش دانشجويي از پوزيسيون و اپوزيسيون نظام شد به مقابله برخيزند . گويا رسيدن به بلوغِ «نه پوزيسيون نه اپوزيسيون» خوش آيند جناب معاون و ديگر كارگزاران وزارت علوم واقع نشده است ،چنانچه ايشان پيش از اين نيز در مصاحبه اي دفتر تحكيم وحدت را پيروي كننده از احزاب دوم خردادي به عنوان «برادر بزرگتر »!!!، در اتخاذ رويكردهاي ليبرال دموكرات و سوسيال دموكرات دانسته بودند .
البته از دكتر خرمشاد به عنوان مسئولي كه مدعي نگاهي جامعه شناختي به جنبش دانشجويي است انتظار مي رود به اين نكته جامعه شناسانه توجه وافر داشته باشند كه روند طي شده توسط جنبش دانشجويي متأثر از فضايي اجتماعي – سياسي است و نه صرفاّ سياسي ،كه بتوان با اتخاذ سياستهاي مهندسي شده مسير آن را مطابق ميل خود طراحي كرد . همچنين مسئولين وزارت علوم بهتر است به اين نكته نيز توجه داشته باشند كه ممكن است سياست «مهندسي جنبش دانشجويي» لزوماّ در رسيدن به اهداف تعيين شده موفق نباشد بلكه پيامدهاي پيش بيني نشده آن نتايج ناگواري را براي آنها به ارمغان بياورد.
بهتر آن است كه مسئولين وزارت علوم به جاي ترس از فعاليتهاي مستقل دانشجويي و سعي در كنترل و دست اندازي به جنبش دانشجويي ، با اتخاذ سياستهاي عدالت محور و بي طرفانه ، زمينه تقويت و بالندگي بيش از پيش نگاه نقادانه ي علمي و سياسي تمامي گرايشات فكري دانشجويان را نسبت به آينده ميهن و ملتِ سرافراز ايران، فراهم سازند .
بالا^^