سامان صفرزايي
بی شک آزمایش اولین بمب هسته ای توسط حاکمیت پیونگ یانگ مهمترین خبر سیاسی منطقه ی شرق آسیا در سال ۲۰۰۶ خواهد بود. کره ی شمالی به همراه پنج عضو شورای امنیت،هندوستان و پاكستان هشتمين كشور داراي اين فناوري مرگبار لجستيك خواهد بود.
براي روشن شدن ابعاد هولناك بودن دسترسي رهبر دیکتاتوری همچون كيم جونگ ايل به تسلیحات هسته ای بد نيست نگاهي گذرا به شرايط سياسي دولت دموكراتيك خلق كره داشته باشيم.
ممالك نسبتا زيادي در جهان وجود دارند كه كماكان فاصله ي زيادي با دموكراسي دارند. اكثريت قريب به اتفاق دولت هاي آفريقا،خاور ميانه در گستره ي كشور هاي غيردموكراتيك به معناي عام آن قرار دارند. كره ي شمالي اما به واقع نظامي متمايز با تمام اين دولت ها دارد. نظامي كه هنوز در پشت ديوار آهنين به جاي مانده از شوروي استالينيستي قرار دارد.
كره ي شمالي را مي توان تنها كشوري در قرن بيست و يكم ناميد كه كماكان در عصر جنگ سرد به سر مي برد و ديپلماسي خود را بر مبناي شرایط آن سال ها تنظيم مي كند. كشوري مرموز كه جداي از لذت بردن از وضعیت ايزوله ي خود در جهان متمدن يكي از بدترين شرايط دموكراتيك را براي مردم خود رقم زده است. دولتي كه رسانه هاي آزاد داخلي تحت هيچ شرايطي توان اطلاع رساني ندارند، بسياري از وسايل ارتباطي از جمله ماهواره ها و تلفن هاي همراه براي عموم قدغن مي باشد و طبق گزارشات سازمان هاي بين المللي مدافع حقوق بشر به لحاظ وضعيت حقوق بشر در حالتي بسيار نگران كننده به سر مي برد. اين در حاليست كه بعلت فاصله گرفتن پيونگ يانگ با جهان خارج و تحريم هايي كه خصوصا در يك دهه ي اخير بر اين كشور اعمال شده فقري گسترده در ميان توده ي عظيمي از مردم اين سرزمين كمونيستي پدیدار گرديده است.
آن چه وضعيت اين كشور را نگران كننده تر مي كند وجود فضايي به غايت توتاليتر به معناي خاص آن در اين كشور است. كشوري با جمعيتي بيست و سه ميليون نفري بيش از يك ميليون نفر نيروي مسلح در اختيار دارد.به عبارت ديگر در كره از هر بيست نفر يك فرد عضو ارتش اين كشور مي باشد.
كيم جونگ دقيقا ميراث دار پدر خويش كيم ايل سونگ رهبر قبلي کره مي باشد. فردي كه در سال ۱۹۵۰ با عبور دادن ارتش كشورش از مدار ۳۸ درجه كه دو كره را از هم جدا مي ساخت و تعرض به كره جنوبي سبب سازه جنگي خونين را شد كه در مجموع چهارصد هزار كشته از طرف هاي درگير از جمله نيروهاي سازمان ملل به رهبري ايالت متحده بر جاي گذاشت.
با اين تفاسير به بررسي نحوه ي مواجه و راهكار هاي همسايگان اين كشور به همراه ايالات متحده و روسيه در قبال مجهز شدن چنين حاكميتي به سلاح اتمي همانند بمب هایی که هيروشيما را با خاك يكسان كرد مي پردازيم.
روسيه و چين به لحاظ امنيتي چندان نگراني از كره ي شمالي ندارند.به خصوص چين كه به نوعي مي توان آن را پدر خوانده ي كره ناميد. بيشترين نگراني را در اين برهه ايالات متحده ، كره ي جنوبي و ژاپن احساس مي كنند. به لحاظ تئوريك دو كشور آخر و همچنين سواحل غربي ايالات متحده مي توانند هدف موشك هاي بالستيك با كلاهك هسته اي كره ي شمالي قرار گيرند.
اما گزينه هاي اين سه كشوردر چنين شرايطي چه مي باشد.
۱-تلاش براي تغيير رژيم حاكم بر كره؛ امري كه به لحاظ عملگرايانه گزينه اي بسيار دور از ذهن مي باشد. اول از همه اين كه در خارج از كره نيروي اپزسيون فعالي ديده نمي شود كه دول نامبرده بتوانند حسابي جدي بر روي آن باز كنند. از سوي ديگر در نيم قرن اخير حاكميت كمونيستي كره به گونه اي فضايي سرشار از توطئه و دلهره در بين مردم ايجاد نموده است كه خيل عظيمي از اين مردم به هيچ عنوان جرات تحركات رفرميسمي را ندارند ، جداي از ترس از حاكميت به طور اكوپاليتيكال كشور هاي شرق آسيا همواره از نوعي جمود سياسي رنج مي بردند كه به طور طبيعي اين امر در كشوري با اتمسفري خفقان آور چون كره بسيار بيشتر از كشور هاي ديگر است. به همین دلیل تغییر حکومت کره از طریق اصلاحات و یا انقلابی داخلی بسیار نا ممکن می نماید.
۲-حمله ي نظامي و برق آسا به كره، اين امر شايد در سال هاي نخستين زمامداري كيم جونگ ايل و قبل از دسترسي اين كشور در اوايل هزاره ي سوم به بمب هسته اي مي توانست دكتريني مناسب براي برقراري امنيت در منطقه قلمداد شود اما در شرايطي كه اين كشور بمبي اتمي يعني ويران كننده ترين سلاح ساخت بشر را در اختيار دارد ، سخن گفتن از تعرض به پيونگ يانگ براي سرنگون كردن حاكميت آن به شدت غير واقع گرايانه به نظر مي رسد. به نظر مي رسد ريسك چنين حمله ي پيشگيرانه اي حتي با توجه به پدافند هاي فوق پيشرفته اي كه ارتش هاي اين سه متحد قديمي در اختيار دارند به قدري بالا مي باشد كه گزينه ي حمله ي نظامي به كره حداقل تا چند سال در حالت تعليق به سر برد.
۳-بهترين و به عبارت ديگر تنها گزينه ي پيش روي اين سه كشور كه چين و روسيه نيز بر آن تاكيد دارند ادامه مذاكرات شش جانبه مي باشد براي متقاعد كردن كره ي شمالي به تن در دادن به تعهدات بين المللي و خلع سلاح كردن اين كشور است. مذاكراتي كه شايد غرب و همسايگان كره در قبال آن ناچار به پرداخت امتياز هاي بزرگ امنيتي و اقتصادي باشند اما در چنين شرايطي، صلح اميز و امن ترين راهكار به نظر مي آِيد. در اين مذاكرات دلخوشي ايالات متحده مي تواند اين باشد كه با تجربه اي كه از گفتگو هاي دهه ي هشتاد با چين بدست آورده است بتواند كره را نيز به نمونه اي شبيه به دولت پكن بدل كند. كشوري كه در اگر در داخل آن بسياري از اصول دموكراتيك رعايت نمي شود، اما اقتصادي شكوفا دارد و مهمتر از آن دولتي متعهد به اصول ديپلماتيك بين المللي مي باشد.
از سوي ديگر آمريكا مي داند با آنكه نظامي مستبد بر كره حاكم است اما پينگ يانگ را هرگز نمي توان دولتي ايدئولوژيك با مختصاتي همچون گروه هاي تندروي اسلامي همچون القاعده دانست. آنچه كره را مجاب به دستيابي به بمب هسته اي نموده است گرفتن تضمين هايي از ايالات متحده به منظور پذيرفتن نوع نظام حاكم بر كره ي شمالي و عدم تعرض به اين كشور است و برخلاف گروه هاي خشن ايدئوژيك هرگز نابودي آمريكا و ديگر كشور ها را به صورت انتهاري با استفاده از بمب هاي هسته اي خود را در سر ندارد و اين قدري از دستپاچه شدن كاخ سفيد در مواجه با بحران مجهز شدن كره به سلاح هسته اي خواد كاست.
به نظر مي رسد ايالات متحده به عنوان كشوري كه كره آن را بزرگترين دشمن خود مي شناسد در مرحله ي نخست به صورت نمادين از طريق شوراي امنيت تحريم هايي را بر ضد پيونگ پانگ اعمال خواهد نمود و در صورت بي اثر بودن تحريم ها و جدي تر شدن خطر كره ي شمالي راه سوم كه همانا گفتگوي چند جانبه و شايد دوجانبه خواهد بود را در پيش خواهد گرفت.
با اين تفاسير به لحاظ ديپلماتيك شايد در اين مرحله بتوان كمونيست هاي كره ي شمالي را پيروز اين منازعه دانست.
پيروزي كه به قيمت نابود شدن هرچه بيشتر ساختار هاي داخلي سياسي،اجتماعي،فرهنگي و همچنين فقير تر شدن مردم كره در طي نيم قرن بدست آمده است
بالا^^