نفس راحت بنیادگرایان ایران
جمعه، 19 آبان 1385

سامان صفرزايي
ایالات متحده شاید تنها کشوری در جهان می باشد که نتایج انتخابات آن بر سیاست بسیاری دیگر از دول جهان از شاخ آفریقا تا اقیانوسیه تاثیر گذار است.کشور های خاور میانه نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نیستند بلکه به دلیل نوع ساختار های سیاسی که در حاکمیتشان وجود دارد و اینکه اغلب قادر نیستند روابطی پایدار و مطمئن را با این کشور داشته باشند همواره امیدوار هستند تا حزبی در مجلسین و کاخ سفید قدرت را در دست گیرند که با منافع حیاتی آن ها ناهمسو نباشد. ایران یکی از این کشور هاست که احتمالا بیشترین حساسیت و توجه را نیز به انتخابات روز سه شنبه ی آمریکا داشته است. دلیل آن هم به روشنی پرونده ی هسته ای ایران می باشد که پس از مسئله ی عراق در کنار بحران اتمی کره ی شمالی در ردیف مهمترین دغدغه های دیپلماسی ایالات متحده قرار گرفته است.

آنچه آشکار می باشد این که تهران از نتایج انتخابات اخیر و پیروزی نسبتا چشمگیر دموکرات ها در کنگره راضیمی باشد. حاکمیت از دو جهت به این اتخابات می نگرد:

اول این که معتقد است که این پیروزی مقدمه ای برای در دست گرفتن کاخ سفید توسط فردی میانه رو از حزب دموکرات در ژانویه ی ۲۰۰۹ خواهد بود که الزاما رفتاری ملایم تر از جورج بوش نسبت به سیاست های ایران اتخاذ خواهد کرد.

دوم این که در دست گرفتن کنگره به دست دموکرات ها در شرایط فعلی کمک خواهد کرد تا اعضای این حزب شرایط را طوری رقم بزنند که دولت بوش در دو سال آتی برنامه ای برای حمله ی نظامی به اهداف خود در ایران به بهانه ی خطیر شدن بحران هسته ای ایران نداشته باشد .

تفکر حاکمیت ایران تا حد زیادی درست می باشد. هرچقدر هم که بدبین باشیم دریافتن این که دموکرات ها پیرامون مسئله ی هسته ای ایران با مماشات بیشتری برخورد خواهند کرد و گزینه ی نظامی را براستی آخرین دکترین خود خواهد دانست چندان دشوار نخواهد بود.

آن چه حاکمیت را پیرامون برنامه ی هسته ای نگران کرده این تردید بود که آیا دولت محافظه کار و پراگماتیک بوش در مدت باقیمانده ی زمامداری خویش در کاخ سفید برنامه ای برای حمله به ایران خواهد داشت یا خیر.

در صورت پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات میان دوره ای که نخستین معنای آن حمایت مردم آمریکا از سیاست های ضدتروریسم بوش بود این احتمال که واشنگتن در صورت حاد تر شدن برنامه ی اتمی ایران تصمیمی برای حمله به ایران اتخاذ کند غیر ممکن نبود . اما پیروزی دموکرات ها معادلات را نه به صورت کلی بلکه تا حدی تغییر خواهد داد. به درستی نمی توان پیش بینی کرد که دموکرات ها در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری چه تاکتیکی بر ضد ایران اتخاد خواهند نمود. اینکه به طور قطعی سخن از برطرف شدن خطر نظامی بر ضد ایران سخن بگوییم بدین دلیل درست نمی باشد که دموکرات ها نیز سابقه ی حمله ی نظامی به کشور های دیگر را داشته اند و این امر تنها در تخصص جمهوری خواهان نبوده است. اما آنچه در سیاست مورد نظر است بحث احتمالات است و تاریخ آمریکا نشان داده است که دموکرات ها در برخورد نظامی با دیگر کشور ها بسیار با احتیاط تر از رقیب جمهوری خواه خویش بوده اند.

به هر روی در شرایط کنونی شکست محافظه کاران و برکناری دونالد رامسفلد که از جمله سران رادیکال کاخ سفید بود بدان معنی است که ایالات متحده آهنگ آن را دارد که در دو سال آتی ژست میانه رو تری از سیاست خارجی و نظامی خود ارائه دهد.

این میانه روی که تا اندازه ای-احتمالا ناچیز- شامل ایران نیز خواهد شد می تواند فرصتی برای تهران قلمداد شود تا خود را تا حدی از زیر فشار های خارجی خارج سازد.

این بدان معنا نیست که تهران فرصتی پیدا کرده است تا مشی رادیکال تر پیرامون برنامه ای اتمی خود در نظر بگیرد و بی هراس از سیاست ایالات متحده به روند غنی سازی خود ادامه دهد . اشتباه بزرگ سران ایران زمانی خواهد بود که همه چیز را تمام شده بپندارند و بیش از گذشته و با تصور قرار گرفتن در موضع قدرت بر تداوم سیاست های فعلی هسته ای خود پایفشاری کنند. این مهم را نباید فراموش کنیم که این دو حزب در بسیاری موارد نشان داده اند که در صورت دریافت سیگنال های محسوس پیرامون در خطر افتادن منافع امنیتی ایالات متحده بسیار بیش از آن که تصور می شود همدل خواهند شد. حمایت بخش عظیمی از بزرگان حزب دموکرات از جنگ افغانستان و عراق موید این مهم است.

غرض آن است که بر روی کاغد دولت بوش شانس چندانی برای تدارک سومین حمله ی نظامی خود نخواهد داشت و تهران در شرایطی قرار گرفته است که می تواند بدون دستپاچه شدن از حمله ی نظامی در آینده ای نزدیک -دو سال آتی- تصمیماتی را اتخاذ کند که در صورت برنده شدن هریک از احزاب دوگانه ی آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری باز هم شرایط به گونه ای باشد که بتوان احتمال حمله ی غرب به ایران را پایین ارزیابی نمود.

هرچند برای اتخاذ چنین تصمیمانی نیاز است تا در تهران نیز سیاست مداران میانه رو در تصمیم گیری ها شرکت داده شوند و اصولگرایان تنها تصمیم گیران سیاست های خارجی ایران نباشند.


بالا^^