آرای ایرانیان چگونه بود!
پنج‌شنبه، 30 آذر 1385

سامان صفرزايي
با پایان یافتن شمارش آرای ایرانیان در انتخابات ۲۴ آذر می توان به گمانه زنی هایی پیرامون نتایج این انتخابات پرداخت.

در این انتخابات ۴ گروه به رقابت پرداختند. گروه اول اصلاح طلبان که پدر معنوي آنان هنوز محمد خاتمی است. گروه دوم اصولگرایان اصلاح طلب که به محافظه کاران میانه رو و تکنوکرات نزدیک بودند . سومین گروه طرفداران محمود احمدی نژاد بودند که با نام رایحه ی خوش خدمت به فعالیت های انتخاباتی می پرداختند و گروه اخر نیز نامزدهای مستقل بودند که در ظاهر به این سه طیف اصلی حاکمیت ایران وابسته نبودند.

۱-آنچه بیش از هر چیزی در نتایج انتخابات شوراها به چشم خورد شکست قاطع و چشم گیری طیف نزدیک به دکتر احمدی نژاد بود. در حقیقت شکستی این چنین بارز، سوپرایز جدیدی برای دکتر احمدی نژاد بود که برای اولین در سوم خرداد ۸۴ ، هنگام برگزيده شدن خود به عنوان رئیس جمهوری با ۱۷ میلیون رای شگفت زده شده بود.

بارز ترین دلیل این شکست نیز فاصله گرفتن آشکار دولت اصولگرای وی از شعارهای انتخاباتی اش بود. در حقیقت دولتی که با شعار عملگرایی مطلق در عرصه ی اقتصاد ایران روی کار آمده بود انچنان در شانزده ماه اخير ، چنان اسیر تندروی و رادیکالیسم در باورهای سیاسی خود شد که دغدغه ی چندانی نسبت به اقتصاد ایران یعنی همان چیزی که رای دهندگان به وي، بهبود وضعیت آن را خواشته بودند نداشت.

دغدغه ی اصلی رئیس جمهور در یکسال اخیر بیش از هر چیز دیگری، معطوف به تلاش برای متقاعد کردن جامعه ی جهانی به افسانه بودن هولکاست ، لزوم حذف اسرائیل از گیتی، نوشتن نامه هاي متعدد به سران كشورهاي غربي و يادآوري نقصان هاي نظام سياسي آنان و در پس آن اتخاذ سیاستی با انعطافی نازل پیرامون بحران هسته ای ایران بود.

شايد اگر دكتر احمدي نژاد راهي كه در هنگام تصدي پست شهرداري در تهران پيش گرفته بود كه از او چهره اي كوشا در معضلات شهري و عمراني ترسيم كرده بود ادامه مي داد،اينك در بازه ي كوتاه اينچنين محبوبيت خود را حداقل نزد طبقات محروم ايران از دست نداده بود.

به نظر می آید دولت نهم آنچنان در یکسال گذشته در برآورده ساختن توقعات طرفداران خود ناکام بوده است که آنها تمایل چندانی نداشتند با رای دادن به طیف متمایل به اقای احمدی نژاد امید خود به موفقیت آتی احمدی نژاد را اعلام دارند. این چنین شد که طیف نئو محافظه کاران که به رئیس جمهور ایران نزدیک بودند با کسب کمتر از ۱۰ درصد آرای انتخاباتی ناکام بزرگ این انتخابات لقب گرفتند.

۲- اصلاح طلبان هرچند نسبت به انتخابات گذشته ی شوراها آرای بیشتری کسب نمودند و توانسته اند دوباره خود را به عنوان بازيگر در سياست ايران ببنيند اما به هيچ روي پيروز این انتخابات لقب نخواهند گرفت. در حقيقت اصلاح طلبان با كسب حدود ۳۰ درصد آرا هنوز بسيار فاصله دارند با اقبالي كه ايرانيان در نيمه ي دوم دهه هفتاد به آنان نشان دادند. هرچند از سويي ديگر ميزان آرائي كه اصلاح طلبان نسبت به انتخابات سال ۸۱ بدست اوردند چشمگير تر بود و اين خود موفقيتي نسبي براي آنان به شمار مي رود.

آنچه البته در پيروز نشدن اصلاح طلبان در اين انتخابات موثر بود، شيوه ي اطلاع رساني ناكارآمد آنان بود كه به غير از تهران در بسياري ديگر از مراكز استان ها با تبليغاتي بسيار محدود به معرفي نامزد هاي خود پرداختند كه باعث ناكامي مطلق انان در برخي شهرها همچون ، مشهد ، اردبيل،اروميه، سمنان و سنندج شد.

اصلاح طلبان هنوز براي رسيدن به قدرت موانع بسياري از جمله جلب كردن نظر چهل درصد آراي خاموش ايرانيان و همچنين بخشي از ايرانيان كه در اين انتخابات و دو انتخابات قبلي از اصلاحات روي برگردانده و به محافظه كاران چراغ سبز نشان داده اند را پيش روي دارند كه هنوز درصدد مرتفع كردن آن برنيامده اند.

آنان اگر مي خواهند در عرصه ي سياسي ايران نقشي داشته باشند ،مي بايست حداقل نيمي از آراي ايرانيان را كيسه خود داشته باشند تا با پشتگرمي به آن به اصلاحات در ايران بپردازند. جناح چپ ايران با كسب سي درصد آراي ايرانيان، در بهترين حالت مي توانند تنها اندكي نقشي باز دارنده در سياست هاي محافظه كاران داشته باشد و احتمالا نخواهند توانست طرحي براي پياده كردن اصلاحات در ايران را به مرحله ي اجرا در بياورد.

۳-در انتخابات سومین دوره ی شوراها محافظه كاران ميانه رو به رهبري محمد قاليباف شهردار تهران در شوراها توانستند بيشترين آراي انتخاباتي را خود اختصاص دهند كه اين خود محصول بدبيني ايرانيان به دو طيف اصلاحات و اصولگرايان تندرو مي باشد. اصولگرايان نزديك به قاليباف كه بيشترين اقبال را در شوراها كسب كرده اند برخلاف پسوند "اصلاح طلب" كه به طيف خود اضافه كرده اند بسيار بعيد است به "اصلاح طلبي" ايمان داشته باشند. تفاوت اصلي انان با محافظه كاران راديكال در ميانه روي بيشتر و توجه به پراگماتيسم و خردگرايي مي باشد. آنان بي شك در محافظه كاري كه همان تثبيت و حفظ اوضاع سياسي ايران در عرصه ي داخلي و خارجي است از پسرعمو هاي تندروي خويش موفق تر مي باشند اما دور از ذهن است كه طيف قاليباف باوري از تحول گرايي و اصلاحات به معناي خاص آن در سر داشته باشد.

۴-با توجه به اينكه انتخابات شوراها از اهميت بسيار كمتري نسبت به رياست جمهوري برخوردار است و در هر دو انتخابات نيز حدود ۶۰ درصد از ايرانيان در انتخابات شركت كرده اند مي توان اميدوار بود كه در انتخابات مجلس هشتم كه اهميتي بسيار بيشتر از شورا ها نزد ايرانيان دارد اين رفم تا ۱۵ درصد افزايش يابد كه احتمالا به نفع اصلاح طلبان خواهد بود.

۵-رئيس جمهور ايران اگر مايل است افرادي كه در انتخابات بعدي با نام و حمايت معنوي او به رقابت مي پردازند شكستي سنگين تر متحمل نشود مي بايست در سياست هاي خود در مناسبات داخلي و خارجي تجديد نظر كند و از مشي راديكال خود فاصله گيرد و به تلاش براي فراهم آوردن "رفاه اقتصادي" براي جامعه ي ايرانيان -به خصوص كساني باشد كه در انتخابات گذشته با اميد به همين مهم به وي راي دادند- بپردازد؛ در غیر اینصورت به صورت پله ای آرای انتخاباتی را از دست می دهد و نباید کمترین امیدی به دور دوم ریاست جمهوری در کاخ سعدآباد داشته باشد.

۶- نتایج این انتخابات به ما نشان داد که از یک سو محبوبیت اصلاح طلبان قدری بیش از پیش شده است، از سوی دیگر آراي انتخاباتي طرفداران اصولگرایان تندرو به نفع اصولگرایانميانه رو ريزش كرده است و همچنین اگر بپذیریم كه حدود نيمي از ۴۰ درصد ايرانياني كه در انتخابات شركت نكردند به دليل كم اهميت بودن آن بوده است و نه اصل "تحريم"، به مهمترين نتيجه ي اين انتخابات مي رسيم؛ ايرانيان دريافته اند براي ايجاد تغييرات-از هر نوعي- انتخابات بهترين راه و به زبان ديگر تنها راه است.

۷-نتايج انتخابات آتي بر روي كاغد به سود محافظه كاران ميانه رو خواهد بود اما از آنجا كه جامعه ي راي دهنده ي ايران يكي از غيرقابل پيش بيني ترين جوامع در جهان است اصلاح طلبان هنوز مي توانند اميدوار باشند كه برنده ي قاطعي در انتخابات مجلس هشتم باشند. عواملي همچون جدي شدن تحريم ها و تهديدات غرب بر ضد ايران، بد تر شدن اوضاع اقتصادي ايران، محدودتر شدن آزادي هاي سياسي و اجتماعي از جمله مهمترين فاكتورهايي مي باشند كه ممكن است بار ديگر دوم خردادي ها را در كفه ي سنگين ترازوي انتخابات ايران قرار دهد.

بالا^^