سامان صفرزايي
کریستوفر نولان در سناریوی آخرین فیلم خویش می نویسد هر نمایش محیر العقولی دارای سه مرحله است. نخست مرحله ی "تعهد" که در آن به تماشاچیان را با نوع نمایش آشنا می سازیم. بعد از آن نوبت به بخش "بازگشت" می رسد. در این قسمت باید با تکنیکی خارق العاده ، فرا طبیعی و حیرت انگیز تماشاگران را غافل گیر گردانیم. نولان ادامه می دهد که این پایان کار نیست. بازی تنها زمانی با موفقیت به پایان می رسد که از پس دشوارترین و البته مهمترین مرحله ی بازی که شروع کرده ایم نیز بر آییم. به این معنا که اگر به طور خاص شی ئی را ناپدید ساختیم قادر به ظاهر ساختن دوباره ی آن باشیم. . همان بخشی که نام "پرستیژ" (حیثیت) را بر آن می نهیم.
کم نبوده است مواردی در دنیای سیاست و دیپلماسی که مراحل و پله های آن شباهت بی حد و حصری به تعبیر نولان از سه گانه ی یک شعبده ی موفق یافته است. سیاست های غیرعادی که برخی از آنها کشوری را بر پیروزی های دلنشینی رسانده است و بعضی دیگر به سختی سبب ساز دردسر آن کشور گردیده است. برای مثال دیپلماسی سرسختانه ی دولت ملی مصدق برای ملی کردن صنعت نفت را داریم که بسیاری ان را درخشان ترین ستاره ی آسمان دیپلماسی ایران پس از مشروطه می دانند و در آن سو گروگان گیری دیپلمات های ایالات متحده در نوامبر 1979 را دیده ایم که سیاست دانشجویان رادیکال که شکلی غریب از سیاست ورزی بود شدیدا سبب ساز انزوای ایران در جهان گردید.
هر دوی این سیاست ها که ذکر آن رفت از اشکال بسیار خاص تاریخ دبپلماسی ایران محسوب می شود. اما اولی با هزینه ی اندکی به پیروزی حقوقی ایران در برابر بریتانیا انجامید اما گروگان گیری که با خواسته هایی از ایالات متحده همچون استرداد شاه به ایران همراه بود هرگز ره به سوی اهداف خود نبرد و در نهایت تهران ایران با تحمل فشارهای قابل توجهی بدون دریافت امتیازی از آمریکا گروگان ها را به واشنگتن باز پس داد.
با این مقدمه ی نسبتا طولانی به سراغ ماجرای ملوانان انگلیسی خواهیم رفت تا دریابیم دولت نهم سه گانه ی "پرستیژ" را چگونه در دیپلماسی ملوانان بریتانیا به اجرا در اورد.
تعهد:
در سومین روز فروردین ماه نیروهای دریایی سپاه پاسداران هشت ملوان و هفت تفنگدار بریتانیایی را به دلیل تجاوز به آب های ایران بازداشت می کند. این مرحله خود با ابهامات بزرگی روبرو بود. بریتانیا و همچنین دولت عراق که روابط دوستانه ای با ایران دارد اعلام داشتند که محل دستگیری این افراد در داخل آب های عراق قرار داشته ملوانان در راستای اجرای قطعنامه ی شورای امنیت مشغول گشت زنی در آب های خلیج فارس بوده اند.
به بیان دیگر شواهد ایران و بریتانیا به گونه ای بود که کارشناسان سیاسی به سختی می توانستند به لحاظ حقوقی یکی از طرفین را کاملا محق اعلام دارند. یعنی در همان مرحله ی اول این بازی ایران نتوانست افکار بین المللی را قانع نماید که نیروهای بریتانیا به طور محسوس امنیت ملی ایران را به خطر انداخته اند و بازداشت آنان امری اجتناب ناپذیر بوده است.حتی نزدیک ترین دوستان ایران نیز حمایتی از ادعای ایران نکردند و به سکوت روی اوردند و از تایید بازداشت این ملوانان کاملا حذر کردند.
تا اینجای بازی قضیه چندان پیچیده نشده بود. خاصه اینکه در گذشته ای نه چندان دور در دولت آقای خاتمی وضعین مشابهی پدیدار شده بود. لکن درآن روزگار با سعه ی صدر تهران و لندن قضیه با آرامش نسبی و به دور از متشنج شدن رابطه ی طرفین فیصله یافت. در واقع بازی جدید زمانی هیجان انگیز شد که ایران تصمیم گرفت وارد مرحله ی بازگشت گردد. آنجا که لازمه اش دست زدن به اقداماتی غیرطبیعی و فرای عرف بین الملل می باشد.
بازگشت:
تهران در آغاز این مرحله تصمیم گرفت برخلاف کنوانسیون ژنو تصاویر بازداشت شدگان را در اختیار شبکه ی العالم قرار دهد تا به جهان ثابت کند که همواره لازم نیست طبق معاهدات بین المللی از پخش تصاویر بازداشت شدگان یا اسرا یا گروگان های انگلیسی پرهیز کرد. این عمل خشم دولت بریتانیا و مطبوعات آن کشور را به شدت برانگیخت. تونی بلر و مارگرت بکت تصاویر را شرم آور خواندند.
این اما پایان کار نبود. در اقدامی باز هم غیر متعارف "فی ترنی" ملوان زن بیست و پنج ساله ی انگلیسی در سه نامه ی متوالی از عمل خود و همقطارانش ابراز ندامت کرد و اعلام داشت که ملوانان با ورود غیرقانونی به آب های ایران مقصر هستند. او در نامه هایش پارلمان و دولت بریتانیا را به دلیل اینکه تصمیمات لازم را به منظور جلوگیری از تکرار حوادث متشابه اخد نکرده اند مورد سرزنش قرار داد و از آنان خواست که با بازگشت نیروهای بریتانیا از عراق به وطن خویش موافقت کنند!
. ایران استفاده از اعترافات ملوانان بریتانیایی برای اثبات درستی ادعای خود را باز هم ادامه داد و در دو مصاحبه ی تلویزونی دیگر ،تفنگداران و ملوانان بریتانیا بر ادعای "فی ترنی" صحه گذاشتند و ایران را بیش از پیش خشنود ساختند. هرچند در این احوال اکثر کارشناسان سیاسی نسبت به این مهم که آنان داوطلبانه و بدون درخواست ایران به این اعترافات مبادرت ورزیده باشند به شدت ابراز تردید کردند.
این اعترافات که با بسیاری از پیمان های دیپلماتیک در تضاد بود و آب و رنگ تازه ای به مناقشه می داد، با واکنش های بین المللی همراه بود. شورای امنیت ملل بیانیه ای را به تصویب رساند که در آن اعضای شورای امنیت نسبت به بازداشت 15 خدمه نیروی دریایی بریتانیا توسط پاسداران انقلاب و ادامه بازداشت آنها توسط دولت ایران عمیقا ابراز نگرانی می کرد و از دولت ایران می خواست اجازه دسترسی کنسولی براساس قوانین مربوطه بین المللی را بدهد.
همچنین اتحادیه ی اروپا نیز پس از انتشار سومین نامه ی ملوان زن بریتانیا بیانیه ی شدیدالحنی صادر کرد که از ایران می خواست با آزادی بی قید و شرط نیروهای بریتانیا موافقت کند و در غیر اینصورت تدابیر متناسب را برای تنبیه ایران مدنظر قرار می دهد.
در تحولی دیگر صدها نفر از دانشجویان بسیجی نیز با تظاهرات مقابل سفارت بریتانیا شعارهای ضد انگلیسی سر دادند و از اقدام سپاه با قاطعیت حمایت به عمل آوردند نا انجا که برخی از این دانشجویان بر روی پلاکاردهای خویش نوشته بودند:"پانزده بریتانیایی متجاوز باید اعدام شوند"
محمود احمدی نژاد نیز که با گذشت هشت روز از آغاز بحران اظهار نظری پیرامون آن نکرده بود سرانجام یازدهم فروردین در سخنانی در خوزستان موضع دولت خویش را اعلام کرد. او روحیه ی بریتانیا را مستکبرانه خواند و از آن کشور خواست که از ملت ایران عذر خواهی کند.
موضعی که چند بار دیگر از سوی ایران تکرار شد و مصرا از دولت بریتانیا خواستند تا از ایران عذر خواهی نماید. اما تونی بلر به جای عذرخواهی تنها به ایران هشدار می داد که از پیچیده کردن اوضاع پرهیز کند. او پس از آنکه ضرب الاجلی چهل و هشت ساعت برای حل و فصل مسالمت آمیز مناقشه ای که برای ایران به موضوعی حیثیتی بدل شده بود تعیین کرد، از ایران خواست که از بین دو راه پیش رو به راه دوستانه روی آورد تا لندن مجبور نگردد موضع سخت گیرانه تری بر ضد حاکمیت ایران اتخاذ کند.
حیثیت
به نظر من سه رخداد می توانست حداقل افکار عمومی ایران را قانع کند که ایران در این بحران پرالتهاب با دست خالی از مهلکه خارج نشده است.
اول: دولت بریتانیا رسما به دلیل ورود افراد نیروی دریایی اش به آب های ایران از تهران عذر خواهی می کرد و پس از آن ایران به پاسداشت این عذرخواهی رسمی که همواره در پی آن بود -این افراد را آزاد می ساخت و از این طریق به زعم خویش به غرب نشان می دادند که پس از ورود به آب ایران تنها یک راه برای رهایی وجود دارد و آن پوزش رسمی و فروتنانه از دولت و ملت ایران می باشد.
دوم: ایران شرط آزادی این پانزده ملوان را منوط به آزادی پنج دیپلماتی می کرد که در ماه ژانویه توسط ارتش ایالات متحده در اربیل عراق بازداشت شدند. دولت بریتانیا در درجه ی اول متحد اصلی ایالات متحده می باشد و پس از آن بدین علت که که همراه با ایالات متحده ائتلاف اصلی اشغالگران عراق را تشکیل می دهد می توانست نقشی در آزادی پنج دیپلمات ایرانی داشته باشد و این خواسته ای غیرممکن تلقی نمی شد.
سوم: ایران حداقل می توانست صبر کند تا ضرب الاجل چهل و هشت ساعته ی بریتانیا به پایان رسد تا به بریتانیا نشان دهد که زبان تهدید هرگز چاره ی مناسبی برای عقب رانده ایران از مواضعی که حول ان مانور بسیار داده است نخواهد بود.
لکن آنچه دیروز رخ داد با تمام این سه احتمال فاصله داشت. رئیس جمهور ایران تنها پس از گذشت بیست و چهار ساعت از ضرب الاجل لندن در نشست مطبوعاتی خود اعلام کرد که ملوانان مورد بخشش و رافت واقع گردیده اند. دکتر احمدی نژاد همچنین خاطرنشان ساخت که نامه ای از سوی بریتانیا دریافت شده است که تعهداتی در مورد احترام به حریم ایران داده شده است. با توجه به رفتار ایران در فاش کردن متون نامه ی ملوانان در تلویزیون بسیار دور از ذهن بود که رئیس جمهور ایران از علنی کردن متن نامه ی رسمی بریتانیا خود داری کند و تنها به بیان لفظی آن بسنده کند. این خودداری می تواند به تردید ها در مقابل نوع تعهدات لندن به تهران دامن بزند.
رئیس جمهور که پیشتر عذرخواهی "داونینگ استریت" از ملت و جمهوری اسلامی را خواسته بود اعلام کرد که این آزادی ربطی به تعهدات بریتانیا ندارد و این پانزده نفر مورد رافت ملت ایران و جمهوری اسلامی واقع گردیده اند.
به بیان دیگر آن همه برانگیخته شدن احساسات اروپاییان بر ضد بازداشت ملوانان و بیانیه های شورای امنیت و اتحادیه ی اروپا و دیگر فشار های بین المللی قطعا از نظر تهران در مقایسه با نشان دادن میزان رافت رئیس جمهور ایران به غرب ارزشی ناچیز داشته است.
به تمام این ها سخنان تونی بلر پس از بازگشت ملوانان به بریتانیا را اضافه کنیم. آنجا که در موضعی صریح اظهار داشت: "نظاميان بدون هر گونه معامله، مذاکره و توافق های حاشيه ای آزاد شده اند."
به نظر می آید مرحله ی حیثیت فرجامی خوش نداشت.آن هایی که از اقدام سپاه و چالش با غرب حمایت می کردند این سوال را از خویش می پرسند که چرا ملوانان به این راحتی مورد عفو احمدی نژاد واقع گردیدند و هیچ دستاورد مهمی در قبال ان همه هیاهو به دست نیامد.
در سوی دیگر آنانی که علاقه ای به درگیری با غرب ندارند و از سیاست تنش زدایی استقبال می کنند تمایل دارند تا از دولت نهم بپرسند در شرایطی که ایران به دلیل تصویب قطعنامه های شورای امنیت به اندازه ی کافی زیر فشار غرب قرار دارد،چه اصراری بود تا قریب به دو هفته افکار عمومی و سیاست های غرب بر ضد ایران را تشدید کنیم. هرچند آنان مدت مدیدی است که پی برده اند در قبال سیاست های عجیب دولت نهم نمی بایست چندان در پی یافتن برهان و استدلال های قانع کننده نباشند.
تنها می توان گفت: "نمایش خسته کننده ای را شاهد بودیم.خسته کننده و خالی از هر گونه منفعت
بالا^^