اراذل آفتابه به دوش و نقض حقوق شهروندی
جمعه، 4 خرداد 1386

کوهیار گودرزی
طی هفته­های اخیر برخورد نیروی انتظامی با اشخاصی که از آنان با لفظ" ازاذل و اوباش" یاد می­کند شدت یافته است. نیروهای پلیس طی عملیات شبانه و به صورت ضربتی به محل سکونت این افراد حمله برده و اقدام به تفتیش منازل، دستگیری آنان و بعضاً ضرب وشتم در ملأ عام نموده­اند. در این بین توجه به نکاتی چند ضروری به نظر می­رسد.



1. اتهام نسبت داده شده به افراد یاد شده بطور اعم شامل اخلال در امنیت و نظم عمومی جامعه، هتک حرمت، ایجاد مزاحمت و سلب آسایش سایر شهروندان بوده است. تمامی موارد فوق از جمله جرائمی است که قانون­گذار در قانون مجازات اسلامی آن را پیش­بینی و مجازات آن را تعیین نموده است و اما بدین نکته باید توجه داشت که جرم افراد در محاکم قضایی بی­طرف و توسط مرجع دارای صلاحیت بررسی و اثبات می­شود و فارغ از هویت و سابقه متهم و نوع جرم تا زمان دادرسی و اثبات جرم همواره اصل بر برائت متهم است. بنابراین برخورد و ضرب و شتم متهمین توسط نیروی انتظامی هیچ گونه توجیه قانونی ندارد.



2. تمامی اعضای خانواده بشری به صرف انسان بودن دارای حیثیت ذاتی هستند. حیثیت که مترادف آبرو، شرافت، اعتبار و شأن اجتماعی است، تجلی حیات معنوی افراد در روابط اجتماعی تلقی می­شود.

ازین رو حیثیت یک فرد را نمی­توان و نبایستی سلب و مخدوش نمود چرا که حفظ و احترام به کرامت و شخصیت اعضای یک جامعه شرط اصلی سلامت و بقای آن است.

بر طبق نص صریح قانون حقوق و آزادی­های شهروندی در زمان دستگیری متهم بایستی تا حد امکان از برخورد فیزیکی و اقدام به ضرب وشتم افراد خودداری شود. در حالی که شواهد امر نشان می­دهد مأموران نیروی انتظامی چه در زمان دستگیری و چه پس از آن نه تنها اکراهی از برخورد فیزیکی با متهمین نداشته­اند که با کمال تأسف مشاهده شده که مامورین در ملأعام و بطور کاملاً آگاهانه اقدام به ضرب و شتم، توهین لفظی و اقداماتی از قبیل آویزان نمودن آفتابه به گردن و گرداندن در سطح محلات نموده­اند.

حال آنکه در ماده 1 اعلامیه جهانی حقوق بشر و نیز ماده 22 قانون اساسی به صراحت بر وجود، حفظ و برابری حیثیت انسانی افراد تأکید شده و نیز در مواد 648، 669 و 698 قانون مجازات اسلامی مجازات­هایی جهت جلوگیری از هتک اعتبار و آبروی افراد پیش­بینی شده است.



3. اگر هدف از اجرای مجازات و برخورد با مجرم را اصلاح جامعه و حفظ کیان آن بدانیم ناگزیر به اذعان این نکته­ایم که چنین روش برخورد و عتاب پیامدی جز تخریب و نابودی حریم انسانیت نخواهد داشت. چرا که از یک سو این نوع نگرش به مجرم، تخظئه صرف وی و فراموش کردن جرم و زمینه ایجاد آن کمال کوته­اندیشی است. فردی که به چنین عقاب و خشونتی گرفتار شده نه تنها از راه رفته بازنخواهد گشت که با تخریب هرآنچه آخرین ریسمان وابستگی وی به کمال و وجدان بازدارنده خویش است، راه را برای کج­روی بیشتر هموار می­بیند.



و از دیگر نظر توهین به شعور، حیثیت و تخریب شخصیت فرد در حضور دیگران تأثیر نامطلوب رفتار را دوچندان کرده و علاوه بر تباهی فرد زبان و راه­ اصلاح از طریق خشونت را در میان ناظران ترویج و اشاعه خواهد داد.



4. فراموش نکنیم مزاحمت و ایجاد ناامنی نه یک خصیصه فردی که بروندادی اجتماعی است. ریشه­های ناهنجاری اخلاقی و رفتاری را بایستی در معضلات محیطی و زمینه سوق­دهنده بسوی ارتکاب بزه جستجو کرد. و آنگاه که نیروی انتظامی به مثابه حامی جامعه و حافظ و پشتیبان آن خود در پی نمایش خشونت و فرهنگ برخورد متقابل (و نه اصلاح انحرافات) است و بانیان امر به عوض کاستن از عوامل وقوع جرم بدنبال محو نتایج و مظاهر معضلات(و نه خود علل) هستند، انتظار بهبود در امنیت اجتماعی خیالی بیش نیست
بالا^^