سعید قاسمی نژاد
«اي مالك البته بايستي از ميان افراد رعيت دورترين و دشمن ترين كس نزد تو آن مردي باشد كه زشتيهاي مردم را جوياتر است بديهي است كه در مردم زشتيهايي است كه والي را سزد كه بر آنها پرده كشد. بنابراين تو نبايد در پي كشف آنچه از عيوبشان كه بر تو پوشيده است برآيي، زيرا وظيفه تو آن است كه هرچه از آن عيوب بر تو آشكار شود بپوشي و هرچه از تو پنهان است خدا خود حكم خواهد كرد... در آنچه كه درستيش نزد تو درست نيست نادان باش و در تصديق سخن چين بدگوي شتاب مكن چراكه سخن چين هرچند خويش را به طرز پندگوي جلوه دهد باز خيانتكار است.»
چه كساني زشتيهاي مردم را جوياترند؟ چرا پيروان تشيع علوي آنان را از خود دور نميكنند وآنان را دشمن نميدارند؟ نه تنها اين را نميكنند كه اين عيبجوترين مردمان قدر ميبينند و بر صدر مينشينند آنان كه در دارالمجانينشان پيوسته نيمه پنهان افشا ميكنند شریعتمدارند؟ مگر علي (ع) علنا مالك را از كشف به اصطلاح «نيمه پنهان» رعيت منع نميكند؟ مگر علي(ع) مجدانه از مالك نميخواهد كه بر عيوب مردم پرده پوشد و آنچه در نزد خدا آشكار است را به خدا واگذارد؟ چرا ميخواهد . پس اين شريعتمداران كه پيوسته براي تشيع علوي سينه چاك مي دهند فرمان ميكنند و درياي خون به پا ميكنند پيرو كه هستند.
استالين: «يك ديكتاتوري پرولتاريايي قوي و قدرتمند آن چيزي است كه ما اكنون احتياج داريم تا آخرين باقي ماندگان طبقات در حال مرگ را بكوبيم و نابود كنيم و نقشههاي دزدانه آنها را نقش برآب كنيم.»1
استالين: «محدوديت و فشار عامل الزامي در پيشرفت كار است»2
یژوف*: «ما در مرحله حساس يك تهاجم سياسي و فرهنگي هستيم در مبارزه ما با عوامل اصلي آن ممكن است عدهاي بيگناه نيز قرباني شوند. اگر به كسي تعدي كرديم نبايد نگران شويم. بهتراست ده نفر بي گناه را زجر داد ولي نگذاشت يك جاسوس جان سالم به در برد.»3
«ما مردم را قبل از ارتكاب جرم مجازات ميكنيم. كار ما آينده نگري است. آنها انتظار دارند، ما صبر كنيم تا يك كس جرمي مرتكب شود و آن وقت او را مجازات كنيم؟ نه اين فايده ندارد بايد آن را در نطفه خفه كرد. اين اطمينان بخشتر است.»4
استالين: «ما در داخل كشور دشمن داريم، در خارج از كشور دشمن داريم، اين نكتهاي است كه نبايد كه نبايد در هيچ لحظه از نظر ما دور بماند. نه تنها دشمنان بلكه «كساني كه سكوت ميكنند» و به حد كافي دشمنان را افشا نميكنند نيز بايد حذف و نابود شوند.»
اين است مكتب استالين. گفتمان استالينی گفتمان دشمن است گفتمان تهاجم. گفتمان حالت فوق العاده. گفتماني كه در آن هركس كه افشاء نميكند يا كم افشاء ميكند بايد نابود شود. اين گونه است كه مردم را پس ازارتكاب جرم مجازات نميكنند كار آنها آينده نگري است مجازات پس از ارتكاب؟ نه فايده ندارد آنها كساني را كه ممكن است جرمي مرتكب شوند، مجازات ميكنند. چه كساني مدعياند كه وظيفه آنها پيشگيري از وقوع جرم است؟ اينان پيرو علي (ع) اند يا پيرو استالين؟ البته که پيرو استالين.
آيا به نقطه صفر رساندن اپوزيسيون از دل سنت نبوي و تشيع علوي درميايد چرا نبي اكرم عبدالله بن ابي سركرده ی منافقان مدينه را نه تنها به نقطه ی صفر نرسانيد كه عبدالله بن ابي تا هنگامي كه به مرگ طبيعي درگذشت آسوده زيست آن هم زماني كه پسر عبدالله حاضر بود كه پدر را به قتل برساند.
«علي در برابر اينها كه تا اين حد به او خيانت و اهانت ميكردند تا اين حد در برابر ش در مسجد سخره ميكردند، تهمت ميبستند شعار مخالف ميدادند و حتي ميخواستند نمازش را بشكنند حتي حقوق يك نفرشان را هم از بيت المال قطع نكرد... اينها نه تنها رژيم و حكومت او را قبول نداشتند بلكه به عنوان كافر حتي در مسجد خود او و در حكومت او عليهش تبليغ ميكردند با اين حال او آنها را مسلمان ميشناسد و از بيتالمال صاحب حق ميشمارد حقوق يك مسلمان را به آنها ميدهد! هيچ يك از آنها را آزار نميدهد هيچكدام را دستگير نمي كند و به هيچ كدام از آنها كوچكترين اهانتي نمي كند و حتي آزادي آنها را مانع نميشود.»5
برادران متدین ما توضيح نميدهند كه مردم بي گناه را بي هيچ بهانهاي دستگير كردن و به انفرادي انداختن براي بر پرده بردن سناريوهاي آنچناني با رفتار و منطق چه كسي متناسب است، با منطق تشيع علوي يا رفتار مكتب استاليني. شما اما خود پاسخ خواهيد داد صبر كنيد. اندكي صبر كنيد.
«ياكونويچ* مثل همه كس به دست قصابها و سلاخهاي بازجويي سپرده شد و اينان همه بازيها را به سرش آوردند. به سيه چال يخ زدهاش انداختند. به قفس سوزان و دربستهاش انداختند و بر بيضههايش ضربهها زدند.... بازجو ميگفت: «خودم خوب ميدانم خوب مي دانم كه هرگز چيزي نبوده است! اما اين چيزها به زور از ما خواسته ميشود.»6
پيروان مكتب استالين متهم را خوار ميكنند، به لجن ميكشند و آزار مي دهند تا به گناه ناكرده اقرار كنند اينان به روي خود نميآورند كه نبي اكرم فرموده:
ادروالحدود عن المسلمين ما استطعتم فان كان له مخرج فخلوسبيه، فان الامام ان يخطي في العفو خير من ان يخطي في العقوبه
تا سر حد امكان از مسلمانان حدود را برداشته و مجازاتها را متوقف كنيد و اگر راهي براي خلاصي آنان وجود دارد رهايشان كنيد زيرا اگر امام مسلمين در عفو و بخشش راه خطا و اشتباه بپيمايد بهتر است از اينكه در مجازات و عقوبت اشتباه كند. 7
نبي اكرم (ص): ادرئو الحدود بالشبهات
با شبهات حدود را رفع كنيد.8
قال رسول الله: ادفعو الحدود ما وجدتم له مدفعا
حدود را اگر راه دفعي وجود دارد دفع كنيد.9
آيا با انفرادي و آزار و اذيت حدود را به شبهات رفع ميكنند كساني كه خود را اصيلترين مسلمين مي دانند به كلام چه كسي عمل ميكنند به كلام پيامبر كه فرموده اگر امام مسلمين در عفو و بخشش راه اشتباه بپيمايد بهتر است از اينكه در مجازات و عقوبت اشتباه كند يا به گفته يژوف كمونيست كه مدعي است بهتر است 10 نفر بي گناه را زجر داد ولي نگذاشت يك جاسوس جان سالم به در برد. محكوم كردن جوانان ودانشجويان به حبسهاي طويل المدت به بهانه پيراهن بر بالاي سر بردن مصداق چه است؟
«پيرمرد مسلمان نصراني شد او را نزد مولا علي آوردند حضرت پرسيد: مرتد شدي؟ گفت: آري. حضرت فرمود شايد به دنبال به دست آوردن مالي بودي كه با نصرانی شدن امكان دسترسي به آن بود تا پس از به چنگ آوردن مجددا سلام برگردي؟ گفت, خير. حضرت فرمود، شايد عاشق زني شدي و از او خواستگاري كردي و او نپذيرفت و لذا مجبور شدي نصراني بشوي تا پس از وصال مجددا به اسلام برگردي؟ گفت: خير حضرت فرمود پس به اسلام برگرد پيرمرد گفت: اين كار را نميكنم تا با حضرت مسيح ملاقات كنم ... . 10
اين نمونهاي است از رفتار علي مرتضي در مقام قضاوت آيا آنان كه پيوسته در حال كاويدن پنهان ترين زواياي زندگي مسلميناند رفتار علوي دارند؟ علي (ع) با مردي كه اقرار به ارتداد دارد و آن را علنا نيز بيان ميكند چنين بار فرصت مي دهد كه بازگردد و در انتها نيز از او تقاضاي بازگشت به اسلام ميكند اما امروز كساني تحت عنوان رفتار علوي مدام به اين و آن تهمت ارتداد ميزنند. عوغا به پا ميكنند تهديد به قتل ميكنند خط و نشان ميكشند. به محبس ميبرند و ازار ميدهند. اينها با كدام معياري رفتار علوي محسوب ميشوند كساني كه به دروغ رفتار خود را به پيامبر خدا و ائمه هدي منتسب ميكنند چه حكمي دارند؟
مبارزه با استالينيسم و نقض حقوق بشر، شكنجه و ... اگر چه مبارزهاي انساني است اما مبارزهاي ديني نيز هست. نميتوان مدعي ديانت بود و بر طاغوتيترين ادعاها چشم فروبست. عجيب و بسيار عجيب است كه توده های متدين نسبت به اعمالي كه آشكارا ضددينياند نه تنها عكس العملي نشان نمی دهند که به شکلی گسترده و میلیونی نیز از آن حمایت می کنند. چرا توده های متدين توضيح نميدهند كه تئوري توطئه با «اجتنبو كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم» چه نسبتي دارد؟ كاوش هر روزه اي كه به نام اسلام در خصوصيترين زواياي زندگي دگرانديشان و مردم صورت ميگيرد با حكم «لا تجسسوا» چه نسبتي دارد؟ آيا به اين بهانه كه حكومت دمكراتيك در بعضي جاها ممكن است با آموزههاي اسلام انطباق نداشته باشد مي توان در برابر اعمال ضدديني سكوت تاييد آميز كرد؟ پس چه زماني بايد حق را گفت هرچند به ضرر خود انسان باشد؟
اين نوشتار را با كلام خدا به پايان ميبرم آنجا كه ميفرمايد:
يا ايها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الةن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا ولا يغتب بعضكم بعضا ايحب احدكم ان ياكل لحم اخيه ميتا فكر هتموه و اتقو الله ان الله تواب رحيم
1- استالين پيروزيها و شكستها،دميتري ولكوكونوف صفحه 291
2- همان صقحه 292
*پژوف رئيس ان. ك. و ديود و از نزديكان است بين پژوف خود نيز قرباني تصفيههاي استاليني شد.
3- روشنفكران و عاليجنابان خاكستري، ويتالي شنتالينسكي صفحه 108
4- همان، صقحه 234
5- علي (ع)، شريعتي علي، صفحه 356
* ياكونويچ در ابتدا منشويك بود سپس به بلشويكهاپيوست در 1930 به جرم منشويك بودن اعدام شد.
6- مجمع الجزاير گولاك، سولژنتسين آلكساندر، صفحه 488
7- ترمذي، الجامع الصحيح و هو السنن الاترمذي، ج 4 ، كتاب الحدود صفحه 32، حديث 1424
8- عاملي، محمدبن حسن الحر. وسايل الشيعه الي تحصيل الشريعه، ج 18. باب 24، ابواب مقدمات حدود، حديث 4
9- ابن ماجه،ابي عبدالله محمد بن يزيد القزويني، سنن ج 2، باب الستر علي المومنين
10- طوي، ابي جعفر: المبسوط في فقه الاماميه، صفحه 161.
بالا^^