مسعود باستانی
انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی، آزمونی سرنوشت ساز در سنجش رفتار دولت و برگزارکنندگان انتخابات بود. حضور نسبی و قابل تأمل شهروندان از انتخابات در حالی صورت گرفت که اغلب شهروندان شهرهای بزرگ کشور و ساکنان پایتخت از سیاست های کنونی و شیوه اداره کشور از سوی دولت احمدی نژاد و همکارانش ناراضی بودند. 24 اسفند ماه فرصتی دیگر بود تا شاید شهروندان ایرانی بتوانند آخرین آزمون مشی مبارزان پارلمانی در فرآیند تغییرات مسالمت آمیز و اصلاحات چارچوب مند را پذیرا باشد.
از سوی دیگر حضور ائتلاف اصلاح طلبان و منتقدان اصولگرای دولت در این انتخابات هم فرصتی دیگر بود تا خط کش و مقیاس رفتار غیر جناحی و قانونی مجریان انتخابات سنجیده شوند.
ائتلاف اصلاحطلبان که در این انتخابات با برچسب یاران خاتمی به میدان رقابتهای سیاسی پا گذاشتند، میکوشیدند تا بار دیگر با بهره گیری از ظرفیتهای مطرح در قانون اساسی کشور و یا استفاده از پتانسیلهای موجود در جبهه مردمی، گامهایی در جهت از سرگیری مطالبات عمومی و اعلام آرام نارضایتیها و تغییر سیاستها بردارند.
این گامها در فرایند رقابت نابرابر که رد صلاحیتهای گسترده نامزدهای اصلاح طلب سراسر کشور، از آن یک تیم حداقلی ساخت را، شاید بتوان گام آخر در مسیر مبارزات پارلمانتاریستی و مطالبات اصلاح طلبانه از مسیر رقابت انتخاباتی، نام گذاری کرد.
اصولگرایان اقتدارطلب که در راس سمت راست این هرم دوقطبی شکل گرفته در انتخابات اخیر را، تشکیل میدادند، اکنون راه یافتگان مجلس هشتم و برندگان رقابت های نابرابر در انتخابات اخیر به شمار می آیند. رقابتی که از سوی حامیان دولت و برگزارکنندگان انتخابات هم با رویکرد یک سویه و نگاهی کاملا منفعت جویانه ادامه یافت.
خط کش اندازه گیری برای حجم رفتار غیر جناحی مجریان انتخابات در پایتخت اما وضعیت نامطلوب تری دارد. زیرا به رغم مستندات و سخنان اصلاح طلبان، جناح رقیب و نامزدهای حامی دولت بر اساس نتایج اولیه انتخابات موفق شدند لیست انتخاباتی خود را به بهارستان بفرستند، این درحالی است که شهروندان ناراضی و منتقدان سیاستهای افراطی دولت پس از مشاهده رفتارهای عجولانه و غیر عقلانی حاکم در سیاستهای کشور و علیرغم رد صلاحیت اغلب نامزدهای اصلاح طلب و مستقل، فرصت حداقلی انتخابات را برای ابراز دیدگاهها و ارسال پیامهای خویش به دولتمردان، غنیمت شمردند و گام آخر به گام نسبتا بزرگی تبدیل شد تا برگزارکنندگان انتخابات بتوانند آن را یک حماسه ملی در سراسر کشور لقب دهند. اما پدیده شکل گرفته در فرایند انتخابات و تشدید نگرانیها از سلامت آن و تاکید بر صیانت از آرا، ممکن است هزینههای بهره برداری جناحی از چنین فرصتی را تا مرز تحدیدهای ناگوار و چالشهای بین المللی پیش ببرند.
نکته جالب این که وضعیت نتایج اولیه شمارش آرا در پایتخت که 30 نفر از نامزدها از این حوزه به مجلس خواهند رفت، به گونه ای رقم خورده که 30 منتخب اول تهران به صورت یک دست از جبهه متحد اصولگرایی معرفی شده و به شکل تامل برانگیزی نفر اول ائتلاف اصلاح طلبان از جایگاه 31 ، این فهرست را تعقیب میکند. همه این وقایع نشان می دهد که خط کش 30 سانتی متری اصولگرایان حاضر در اجرای این انتخابات، هیچ نقطهای برای مخالفان خود ندارد، زیرا آنها در سایر کنشها و رفتارهای خود در عرصههای اجتماعی و اقتصادی و پیگیری مطالبات مدنی شهروندان نشان دادهاند که هیچ گونه اعتقادی به حضور و فعالیت مخالفان قانونی در کشور نداشتند و حاضر نخواهند شد تا صفحات دیگری را در این کتابچه به رسمیت بشناسند.
اگرچه پیش بینی می شود تا مرحله پایان شمارش آرا در پایتخت، نتایج اولیه تغییر کرده و چند نفر از اصلاح طلبان و یا نامزدهای مقابل فهرست جبهه متحد اصولگرایی و حامیان دولت، فرصتی برای حضور در پارلمان را به دست آورند. اما گام آخر، شهروندان در اعتماد به فرایند رقابت پارلمانی برای ابراز دیدگاهها و نظرات خود از یک سو، اطمینان آنان به فرایند انتخابات و انتخابات سالم و صحت آرای برخواسته از صندقهای رای از سوی دیگر، هزینههای گزافی است که تنها می توان آن را محصول بی تدبیری و بی توجهی مسئولان به منافع کشور دانست.
گام آخر مبارزات پارلمانتاریستی و پیگیری خواستهها از طریق رقابتهای انتخاباتی، آخرین قدمهای شهروندان ایرانی است و آنان اکنون متنظرند تا مجریان و برگزارکنندگان انتخابات تنگ نظر را، کنار گذاشته و فرصت مغتنم به دست آمده را به چالش غیرقابل جبران تبدیل نکنند. به خاطر داشته باشیم دلسردی، یاس و بی اعتمادی شهروندان به مجموعه حاضر در برگزاری انتخابات و کناره گیری فعالان سیاسی حاضر در این رقابت ها از یکسوی و بی اعتباری بینالمللی هم از سوی دیگر، به راحتی قابل جبران نخواهد بود.
بالا^^