هدف پوتین از سفر به تهران/ تحلیل نشریه تایم از اهداف روسیه در ایران
شنبه، 28 مهر 1386

ادوارنیوز:

سخن مترجم: تزار کرملین برای اولین و آخرین به تهران آمد تا در اجلاس پنج کشور ساحلی دریای خزر شرکت گزیند. سفری که حساسیت های بسیاری را در میان کشورهای قدرتمند غربی برانگیخت و حدیث و حرف پیرامون آن بسیار گفته شد.  با توجه به برنامه ی اتمی ایران و از آنجا که مسکو در شرایط کنونی نزدیک ترین عضو شورای امنیت سازمان ملل به ایران می باشد و دوستی و رفاقتی با تهران دارد بسیاری این سفر را بیش از آنکه در راستای اجلاسی برای تعیین مرزهای دریایی خزر بررسی کنند در سمت و سویی دیگر دیدند. آقای تونی کارن نویسنده ی ارشد مجله ی تایم سفر پوتین به تهران را در ادامه ی  دهن کجی های کرملین به کاخ سفید دانسته و خاطرنشان ساخته است که این سفر به غرب یادآوری خواهد کرد که دکترین روسیه در قبال منازعات دیپلماتیک تغییر یافته است:

 

 

 

 

 

 ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در شرایط امروز آشکارا از دست واشنگتن عصبانی به نظر می رسد. وی ژوئیه ی گذشته در شهر مونیخ  طی یک سخنرانی، ایالات متحده را به دلیل "رفتارهای نامشروع مکررو یک سویه اش" با لحنی تند وگزنده مورد خطاب قرار داد و ادعا کرد که آن کشور پای خود را از مرزهای خود – در تمامی امور- فراتر نهاده و با صدای بلند حقوق بین الملل را مورد اهانت قرار می دهد . خشم روسیه از قرار گرفتن سامانه ی دفاع موشکی آمریکا درست در حوالی خانه ی آنها- لهستان و چک- موجب گردید تا پوتین یکی از میثاق های حاکم مربوط به عصر جنگ سرد در ابعاد پیمان نیروهای نظامی در اروپا را زیر پا قرار دهد و دستور داد تا بمب افکن های غول آسا-با قابلیت حمل تسلیحات هسته ای- از انبارهای بیرون آیند و گشتی اتمی در امتداد مرزهای قدیم زمان جنگ سرد بزنند..

 

 

 

 

 

هفته ی گذشته در روسیه او وزیر امور خارجه و دفاع آمریکا را چهل و پنج دقیقه در کاخ کرملین در انتظار گذاشت تا پس از آن زخم زبان هایش را حول برنامه ی دفاع موشکی واشنگتن به آنان نثار کند. ضربه ی دیگر هنگامی وارد شد که پوتین در روز سه شنبه به عنوان اولین صاحبخانه ی کرملین -از زمان جوزف استالین- از تهران  دیدار نمود آن هم در هنگامه ای که واشنگتن ترجیح می داد ایران در موقعیتی ایزوله باقی بماند.

 

 

 

 

 

پیام رهبر روسیه آشکار است: اگر ایالات متحده به رفتار خود در قبال منافع روسیه – آن گونه که او می پندارد- ادامه دهد روسیه علاقه ی ناچیزی خواهد داشت که واشنگتن را در رسیدن به اهداف استراتژیکش یاری رساند.

 

 

پوتین زمانی به تهران رفته است که ایالات متحده و متحدان کلیدی غربی اش برای تصویب دور جدیدی از تحریم ها به منظور وادار ساختن ایران به پایان بخشیدن به غنی سازی اورانیوم در تکاپو هستند.لکن در اوضاع کنونی احتمال تصویب تحریم های جدید در شورای امنیت سازمان ملل بعید به نظر می آید چرا که دو قدرت صاحب حق وتو-روسیه و چین- دارای اختلاف نظرات بنیادینی با غرب پیرامون ماهیت مسئله ی ایران و همینطور نحوه ی مواجهه با آن می باشند:

 

 

اما این تفاوت ها تاکتیکی نیست : روسیه موافق است که ایران در برخی از فعالیت هایش شفافیت لازم را در رعایت پیمان عدم تکثیر نشان نداده که خود دلیل اصلی درخواست شورای امنیت مبنی بر توقف غنی سازی تا زمان برطرف شدن ابهامات آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) می باشد تا اعتماد لازم در مقاصد ایران مجددا حاصل گردد. از سویی آژانس و ایران بر سر یک "برنامه ی کاری" و جدول زمان بندی به توافق رسیده اند تا ایران ابهامات اصلی را برطرف سازد. امری که باعث گردید تنبیهات سازمان ملل تا مشخص شدن نتایج این پروسه در حالت تعلیق باقی بماند.

 

 

 

 

 

                       

 

 

 

 

 

در همین حال، پوتین پس از رایزنی های هفته ی گذشته با نیکولا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه- که به عنوان فعالترین کشور حامی مواضع آمریکا شناخته می شود- اصرار ورزید که هیچ مدرکی که تایید کند  ایران در مسیر تلاش برای ساخت سلاح اتمی حرکت می کند در دست نیست. این اظهارنظری وی را در مقابل واشنگتن قرار می دهد. اما در حقیقت با یافته های  آزانس سازگاری دارد.

 

 

 

 

 

این اختلاف نظرها منوط به این است که چه تعبیری برای یک برنامه ی سلاح هسته ای به کار برده شود. هفته ی پیش وزیر امور خارجه ی فرانسه – برنارد کوشنر- در نامه ای به هم قطاران اروپایی خود خواستار حمایت آنان از اعمال تحریم های شدید تر علیه ایران شد. وی هشدار داد: " زمان علیه ما در حرکت است چرا که هر روز که ایران به غنی سازی پیشرفته ی اورانیوم نزدیک تر می شود به معنای این است که به صورت بالفعل ظرفیت داشتن ارتشی اتمی را خواهد داشت."

 

 

آن چه  که کوشنر به وضوح بیان می کند این است که ایالات متحده و هم پیمانانش فناوری غنی سازی اورانیوم را خط قرمزی تعریف می کنند که ایران حق ندارد پای خود را از آن فراتر بگذارد.

 

 

 

 

 

لکن ادعای کوشنر مبنی بر اینکه که این تکنولوزی "به صورت بالفعل" ظرفیت بدل شدن به قدرت نظامی اتمی را به تهران خواهد داد مبالغه آمیز است. چنین دانشی تنها قطعه ی مهمی از زیربنای  انرزی اتمی را در اختیار ایران قرار می دهد که اگر بر اساس معاهده ی NPT   ادامه یابد مجاز است اما می تواند – در صورت خروج ایران از این معاهده- در ساخت تسلیحات نظامی نیز مورد استفاده قرار گیرد.

 

 

هنگامی که خواست توقف غنی سازی تا زمان پاسخ دادن به سوال های آزانس از حمایت گسترده برخوردار است این خواسته که حق ایران بدین دلیل این که رزیمی مورد اعتماد غرب نیست  باید نادیده قرار گرفته شود به مثابه ی کالایی نامرغوب است که روسیه لزوما خریدار آن نخواهد بود.

 

 

 

 

 

از سویی اقتصاد رو به رشد روسیه دوستی با ایران را به هیچ روی فرصتی برای به دست آوردن دوباره ی برخی  استراتزی های پایه از دست رفته پس از فروپاشی شوروی نمی بیند. فشار روسیه به ایالات متحده از آن جهت است که می بیند واشنگتن از قدرت خود برای لطمه زدن به هژمونی و نفود مسکو بر قلمروهای شوروی سابق که روسیه آنها را حیاط خلوت خود به حساب می آورد استفا ده می کند.

 

 

 

 

 

این جهت یابی استرایژیک، روسیه را به سوی پدید آوردن جنبشی مشترک با همراهی رژیم های که مصالحی  مغایر با ایالات متحده دارند –مهمترین آنها چین - سوق داده است. شاید به صورتی طعنه آمیز اکنون مسکو و بیجینگ بیشتر از دوران جنگ سرد و هنگامه ای که احزاب کمونیست خشک و کله شق حکومت می کردند برای مقابله با قدرت ایالات متحده به یکدیگر نزدیک شده اند.

 

 

 

 

 

با آنکه چین و روسیه هر دو در ایران منافعی دارند – چین سرمایه گذاری عظیمی در بخش انرزی ایران نموده و روسیه در حال ساخت رآکتور هسته ای در بوشهر و همچنین فروش چند میلیارد دلار سلاح  به جمهوری اسلامی می باشد- هرکدام استراتژی های مهم و ضروری تری که منحصر به خودشان است را در سر دارند. هر دو بسیار ساده تر از واشنگتن می توانند در کنار ایرانی اتمی سر کنند و هیچکدام ایران را به عنوان تهدیدی استراتزیک نمی شناسند. هنوز روسیه آشکارا قدم های خود برای اتمام نیروگاه بوشهر را به سختی بر می دارد تا بتواند توقف ساخت رآکتور ایران را به عنوان اهرمی در دست داشته باشد. دوستی تهران و مسکو در بهترین حالت رابطه ای پر از اضطراب است.

 

 

 

 

 

ممکن است کلید بحران ایران در دست روسیه باشد اما بعید است که نحوه ی چرخش آن مطابق با استدعای رهبران غرب از پوتین برای بروز " رفتار مسئولانه" در قبال ایران باشد. دورانی که تصدیق و تمجید از غرب تنها هدف روسیه بود به سر آمده است. پاسخ روسیه با توجه به برنامه ی کار سیاسی کشورش ارائه خواهد شد. و در ذهن پوتین این پاسخ جدا از استراتزی جامع اش نمی باشد که به یقین این استراتزی شامل هم تراز ساختن توازن قدرت جهانی است

 

مترجم:سامان صفرزایی

 

بالا^^