در اين جلسه كه از سوي دفتر انجمن اسلامي دانشكده الهيات دانشگاه فردوسي برگزار شد، زيدآبادي با اشاره به آنچه آن را عدم شور و حرارت در صحبتهايش نسبت به گذشته ميخواند، گفت: لحن صحبت بستگي به شرايط دارد، در دوران دوم خرداد فکري کرديم کودکي متولد شده که ميخواهند خفهاش کنند و در نتيجه با هيجان تمام در صدد حفظ آن تلاش ميکرديم ولي حالا ديگر آن کودک مرده و ديگر آن شور وجود ندارد. بايد منتظر ماند تا يک جنبش و طفل ديگر متولد شود. ايران هماکنون آبستن يک طفل جديد است که اميدواريم اين طفل ذبح نشود.
وي، با بيان اينكه صحبتهاي زيادي در مورد اسرائيل شنيدهايم که بيشتر در حد شعار بوده است، تصريح كرد: اسرائيل براي ايران به صورت يک مساله سياسي درآمده و بحث جدي علمي در اين مورد صورت نگرفته است. صهيونيسم در ايران يک لفظ منفي است ولي از نظر خود اسرائيليها اين واژه ناراحت کننده يا همراه با شرمندگي نيست.
اين فعال سياسي، پيچيدهتر از مفهوم صهيونيسم را مفهوم يهود دانست و گفت: از نظر يهوديها کسي که از مادر يهود متولد شده باشد و کسي که به دين يهود مشرف شده باشد يهودي است. خيليها بي ديناند ولي يهودي تلقي ميشوند به عنوان مثال شارون که در زمره يهوديان قرارداشت، به سختي به خدا اعتقاد داشت.
وي، با اشاره به تاريخ يهود تصريح كرد: از زمان تبعيد يهوديها به بابل اين احساس در آنها به وجود آمد که روزي بايد به سرزمين خود بازگرديم و پذيرفته بودند که چون مرتکب گناه شدهاند مستحقق آوارگي هستند و بايد طيب شوند تا پادشاهي به نام مسيحا ظهور کند و به سرزمين خودشان بازگردند.
زيدآبادي، فرمول يهوديان را تبعيد، ظهور و بازگشت عنوان كرد و افزود: به همين دليل يهوديان سعي ميکردند خود را از اقوام ديگر جدا نگه دارند و اين باعث بدبيني نسبت به آنها شد.
وي، با بيان اينکه يهوديها خيلي خوشبخت نبوده و خيلي سخت زندگي ميکردند و به آن هم تن داده بودند، خاطرنشان كرد: مشکلي كه براي يهوديان ايجاد شد اين بود كه خود را از يک ملت ندانسته و نميخواستند با کشورهاي ديگر ادغام شوند. همين مساله باعث شکلگيري جنبش خود رهايي شد؛ خود رهاييها هم به دو بخش تقسيم شدند، بيدين و مذهبي که بخش مذهبي هم به دو قسمت ارتدكس و صهيونيسم تقسيم شدند.
اين پژوهشگر با اشاره به عقايد ارتدكسها، تصريح کرد: ارتدکسها معتقد بودند که بايد سنتها حفظ شود اما منتظر ظهور مسيحا بنشينم و در واقع با تشکيل اسرائيل مخالف بودند و صهيونيسمها معتقد بودند که فرمول را بايد تغيير داد؛ تا کي بايد منتظر ظهور مسيحا باشيم. فرمول يهود را از "تبعيد- ظهور- بازگشت" به "تبعيد- بازگشت- ظهور" تغيير دادند.
وي گفت: طي برگزاري کنگرههايي در اواخر قرن 19 رهبران يهود، فلسطين را به عنوان محل تشکيل دولت يهود تعيين كردند ولي رسما از زمان از هم پاشيده شدن دولت عثماني، انگليس طي بيانيهاي وعده داد که براي يهود در فلسطين هويتي ايجاد شود و از همان موقع مهاجرتها شروع شد.
زيدآبادي، با بيان اينکه يهود و هولوکاست دليل و منطق تشکيل اسرائيل نيست، ابراز عقيده كرد: هولوکاست فقط جريان مهاجرت يهوديان به فلسطين را تسريع كرد.
اين فعال سياسي، به تقسيم فلسطين اشاره کرد و گفت: سازمان ملل به خاطر پايان دادن به مناقشات يهود و اعراب فلسطين، کميتهاي تشکيل داد که طي آن 46 درصد فلسطين سهم فلسطينيها شد و 54 درصد به يهوديها اختصاص يافت. پس از تقسيم فلسطين اسرائيل تشکيل دولت داد و همين باعث شد که اعراب با اسرائيل وارد جنگ شوند؛ اين جنگ سودي نداشت جز اين که 24 درصد از سهم اعراب توسط اسرائيل گرفته و موجب شد عدهاي آوار شده و از فلسطين خارج شوند؛ سازمان ملل اعلام آتش بس کرد و24 درصد سهم فلسطين که در جنگ از دست داده بود ضميمه خاک اسرائيل شد.
وي گفت: در ژوئن 1947 اسرائيل به بهانه اين که کشورهاي عربي ميخواهند به او حمله کنند خود به فلسطين حمله کرده و بخشهايي از خاک فلسطين را گرفت و سازمان ملل هم اين جنگ را به عنوان جنگ پيشگيرانه تاييد کرد.
زيدآبادي اظهار داشت: جامعه يهوديان اسرائيل بسيار پيچيده و متنوع است. برخي از آنها بسيار صلح طلبند و نمونه آن حزب راستگرا است که معتقد است بايد نوعي خودمختاري به فلسطينيها بدهيم و در کنارشان نيروهاي تندرو نيز هستند که شهرک نشينان يهودي را تشکيل ميدهند.
اين فعال سياسي، با بيان اينكه جنبش فلسطينيها از زماني شکل گرفت که اسرائيل مناطقي از فلسطين را در سال 1947 اشغال کرد و ابوجهاد و عرفات رهبرانش بودند، افزود: در اين راستا سازمان الفتح کمک بزرگي به فلسطين کرد و پس از آن قرار بر اين شد که براي حل مشکل فلسطين يک حکومت سکولار تشکيل دهند و عربها و يهوديها در کنار هم زندگي کنند و اين در واقع راهحل الفتح بود. بعد از جنگ فهميدند اين راه حل جواب نميدهد چون يهوديها بر تشکيل کشور مستقل اصرار دارند.
زيدآبادي، با بيان اينکه زماني در ايران حمايت از عرفات حمايت از صهيونيسم تلقي ميشد، ابراز عقيده كرد: منتقدان اينگونه استدلال ميکردند که چرا عرفات قرار داد اسلو را پذيرفت.
وي، با اشاره به انعقاد قرارداد صلح ميان اسرائيل و مصر در سال 1979 گفت: تنها جايي که ميماند سوريه بود؛ در آن دوران خيلي از کشورهاي همسايه فلسطين از فلسطينيان آواره استقبال نکرده و اينگونه همه آنها رانده شدند به سوي کشور لبنان و هر چند وقت يکبار فلسطينيان از اين کشور عملياتهايي را عليه اسرائيل انجام ميدادند.
زيدآبادي، با بيان اينکه فلسطينيها به اين نتيجه رسيدند که بايد حرکت مدني شکل گيرد، بنابراين انتفاضه اول ايجاد شد، افزود: من با انتفاضهي اول موافقم و آن را با برکت ميدانم، در انتفاضه اول فلسطينان سنگ پرتاب ميکردند و اسرائيل دست آنها را ميشکست و همين مساله وجهه اسرائيليها را خراب کرد، چراکه نميخواهد سرکوبگر معرفي شود. انتفاضه اول در واقع هيچ راهي براي اسرائيل باقي نگذاشت، يا بايد سرکوب ميکرد يا سازش که راه دوم را برگزيد.
به گزارش ايسنا، اين فعال سياسي ادامه داد: وقتي قرار شد دولت فلسطيني که به دولت خودمختار معروف بود شکل گيرد طبق قرار داد اسلو قرار بود به تدريج دامنه حاکميتش گسترده شود، اول ايجاد و نصف نوار غزه و بعد مراکز جمعيتي فلسطين مثل رامالله، الخليل، نابلس و جنين و بقيهي شهرهاي فلسطين و جالب اينجاست که همين شهرها براي اسرائيل مقدسترين شهرها بودند، مثلا الخليل مرقد حضرت ابراهيم و قبر راحل زن يعقوب است.
وي، با بيان اينكه قرار شد اسرائيل از اين شهرها عقب نشيني کند و مناطق فلسطين نشين را تقسيم کردند به منطق C،B،A، افزود: A مراکز جمعيتي بودند که بايد عقب مينشستند و C مناطقي بودند که اسرائيل اداره مدني آن را به عهده فلسطينيها گذاشت و مسائل امنيتي را خودش به عهده داشت.
زيدآبادي، افزود: مناطق B بايد به مناطق A و مناطق A به مناطق C تبديل ميشد و قرا بود دو طرف پس از شکلگيري دولت فلسطين و گسترده شدنش بر سر موضوعات نهايي که هنوز هم لاينحل مانده مانند شهرکهاي يهودينشين در کرانه باختري و نوارغزه، مرزهاي نهايي کشور فلسطين، بيت المقدس شرقي و وضعيت آوراگان مذاکره کنند.
وي، افزود: زماني که رابين اين قرارداد را امضا کرد موجب خشم افراطيهاي يهودي شده و جانش را از دست داد و در واقع براي اولين بار يک يهودي، يهودي ديگر را کشت. پس از ترور رابين فضاي اسرائيل به سمت صلح گرايش پيدا کرد و قرار شد انتخاباتي برگزار شود که شيمون پرز از طرف حزب کارگر و بنيامين نتانياهو از طرف حزب ليکو کانديدا شدند.
اين فعال سياسي اظهار داشت: در اين ميان افکار عمومي به سمت راست گراها چرخيد و بنيامين نتانياهو با اختلاف 29 هزار راي پيروز شد؛ در حالي که وي با قرار داد اسلو مخالف بود و در واقع روند تغيير کرد چرا که او بايد چيزي را اجرا ميکرد که به آن اعتقاد نداشت وي با وجود اين شرايط وي تحت فشار طرفداران صلح قرار گرفت و انتخاباتي زود رس برگزار شد وايهودباراک رهبر حزب کارگر پيروز شد.
وي با اينكه" در اين مقطع آمريکاييها به ويژه دولت كلينتون بسيار فعال شدند تا صلح انجام پذيرد" با بيان اينکه جيمي کارتر رئيس جمهور آمريکا بزرگترين افتخارش همان قرار داد کمپ ديويد که بين مصرو اسرائيل منعقد شد، بوده است گفت:براي روساي جمهور آمريكا خيلي مهم است که به عنوان رهبري معرفي شوند که ابتكار صلح را به انجام رساندهاند.
وي ادامه داد:کلينتون هم در سالهاي آخر 2000 باراک و عرفات را در کمپ ديويد دعوت کرد ولي معلوم نشد در آن جلسه چه گذشت؛ اسرائيل مدعي است که چيزهاي زيادي در کمپ ديويد به فلسطينيها ارائه کرديم ولي زير بار نرفتند از جمله نوار غزه و 95 درصد کرانهي باختري و بخشي از بيتالمقدس شرقي؛ولي ابومازن گفته است چيزي به عنوان طرح ارائه نشده حتي عرفات از من هم نرمتر برخورد کرد ولي با چيزي مواجه نشديم.
زيدآبادي با بيان اينكه" آنچه مشخص است اسرائيليهاي خواستند امتيازات دردناکي را با توجه به آگاهيهايي که دارند به فلسطينيها بدهند و مذاکرات شکست خورد"، ابراز عقيده كرد: نظر من اين است که عرفات قصد راه اندازي انتفاضهي جديد را داشته تا از آن به عنوان پشتوانه سياسي استفاده کرده و امتيازات کوچکي که ميخواست بگيرد.
وي تصريح کرد:چون کلينتون همان موقع گفت شکاف بين فلسطينيها بسيار کم اما عميق است، لذا ميشود روي آن پل زد؛عرفات علاقمند بود با برگشتن به سرزمينهاي فلسطيني انتفاضهاي راه بيفتد اما فکر نميکرد اينطوري شود از طرفي راست گراههاي اسرائيليهم از امتيازاتي که باراک ميخواست بدهد بسيار بسيار ناراحت شده بودند ومي خواستند بازي را به هم بزنند و اينجا دو اتفاق افتاد، اول اينکه شارون براي اينکه فلسطينيها را تحريک کند به مسجد الاقسي رفت و از آنجا ديدار کرد فلسطينها هم که در اين دوره نيروهاي مسلح از جمله حماس و جهاد اسلامي درونشان رشد کرده بود واکنش نشان دادند که منجر به انتفاضهي دوم شد.
وي افزود:اين انتفاضه دوم بر خلاف اولي مسلحانه شد و به نظر من نقطه ضعف اين انتفاضه هم همين بود؛ انتفاضه مسلحانه به زيان فلسطينيها تمام شد چرا که براي امتيازاتي که فلسطينيها از طريق انتفاضه اول به دست آورده بودند دولتي مستقر کرده بودند بيش از نيمي از نواره غزه پيش از 20 درصد مناطق جمعيتي و حاکميت مدني بر بسياري مناطق کرانه باختري که به دست آورده بودند را از دست دادند. دولت فلسطيني که اقتداري داشت آنقدر اسرائيليها زدند كه عرفات مدتها در گوشهاي محصور بود، دوباره سرزمينها اشغال شد و همه چيز برگشت به نقطه اول.
وي ابراز عقيده كرد: فلسطين اگر ميخواهد صلح کند و يا جنگ راهش اين نيست، اگر ميخواهيد بجنگيد بايد جنگ چريکي و زير زميني بکنيد پس تشکيل دولت معنا ندارد، البته خود فلسطينيان هم به اين نتيجه رسيدهاند چرا که حدود يکسال است که ديگر عمليات انتحاري در داخل سرزمين اسرائيل اتفاق نيفتاده است.
وي گفت:حماس وقتي مبارزه مسلحانه را مبناي کار خود قرار داد با ورود به انتخابات سعي کرد که از موضع ديپلماسي وارد شود و نقشهاي داشت که نگرفت، نقشه اين بود که مثل حزب الله هم نيروي نظامي باشد هم سياسي از طريق مبارزاتش اعمال فشار کند و عمليات مسلحانه کند و به اين وسيله چانه بزند و مذاکراه کند.
وي افزود: اين قضيه در لبنان بنا به دلايلي معني ميداد ولي در سرزمينهاي فلسطيني امکان پذير نبود و اسرائيليها زير بار نرفتند با اين دولت مذاکراه کنند و در مقابل اقدامات مسلحانه تلافي کردند.
وي افزود: پس از آن کميته چهار جانبهاي که مرکب از آمريکا، اتحاديه اروپا، روسيه و سازمان ملل است گفت اسرائيل در صورتي مذاکره ميکند و ما در صورتي به فلسطينيها کمک خواهيم کرد که سه چيز را بپذيرند، اول اينکه اسرائيل و موجوديتش را به رسميت بشناسد دوم قرار دادهاي پيشين از اين که امضا شده را به رسمت بشناسيد و سوم اينکه خشونت را نفي کنيد و در غير اين صورت کمكي به شما نخواهد شد.
وي با بيان اينكه" فلسطين سرزميني است که سالها اشغال بودهاست، کشاورزي و صنعت خيلي بزرگي ندارد که بشود جمعيت را اداره کرد در واقع اسرائيل که آنجا را در اشغال رسمي داشت مجبور بود طبق قوانين بينالمللي مربوط به اشتغال يک سلسله خدمات هم ارائه کند، اسرائيل اين بار را از دوش خودش برداشت ولي سلطهي نظامياش را حفظ کرد"، ابراز عقيده كرد: زماني که کمکهاي اروپا و آمريکا و روسيه و بقيه کشورها قطع شد مشکلاتي برايشان به وجود آمد، طي 6 يا 7 ماهي که حماس روي کار آمد کارمنداني 5 ماه حقوق نگرفتهاند، چند هزار کارگر كه از فلسطين ميرفت اسرائيل کار ميکرد و آنجا حقوق ميگرفت و راه درآمد آن ها همين است همين که راه را بستند همه بيکار شدند.
وي با اشاره به اينکه"سيستم مستقلي نيست، هنوز بانکداري فلسطين از طريق سيستم بانکي اسرائيل عمل ميکند"گفت: شمانميتوانيد پولي تزريق کنيد به جامعه فلسطين بدون موافقت اسرائيل چون بانکهاي مستقلي وجود ندارد واگر كسي بخواهد کمک کند نميتواند چون که راهي براي کمک کردن ندارد.
وي ادامه داد:کمکها که قطع شد فشار زيادي وارد شد و باعث بروز شورشها شد و هم اکنون حماس به اين نتيجه رسيده که دولت وحدت ملي تشکيل بدهد که قرار است که اعضاي آن هيچ چهراي شاخص سياسي نداشته باشد و قرار است تکنوکراتها و اساتيد دانشگاه رهبري آن را به دست بگيرند. قرار بر اين شده است که آتش بس را هم اجرا کنند تا بتوانند روند صلح از سر گرفته شود و کمکها دوباره ادامه پيدا کند.
وي در پايان گفت: يهوديها لابيهاي قدرتمندي در سراسر جهان دارند از آرژانتين بگيريد تا فرانسه، انگليس، استراليا و روسيه همهي اينها بسيج شدند و هر روز جلسه ميگذارند که با خطر ايران بايد برخورد کرد ،مثلا هفته گذشته رهبريان يهودي آمريكا با کسينجر ملاقات داشتند که چه کنيم با اين خطر، يکي- دو روز پيش يا امروز يهويديان فرانسه جلسه دارند.
منبع: ایسنا
بالا^^